
لی لی: تمرین تعادل در زندگیزوووو:تمرین روزهای نفس گیر زندگیآلاکلنگ:دیدن بالا و پایین دنیاسرسره: تمرین سخت بالا رفتن و راحت پایین آمدنهفت سنگ: تمرین نشانه گرفتن به هدفآسیا بچرخ : حمایت از همدیگر و متحد شدن وسطی: تمرین اجتماعی شدن و همیشه وسط میدان بودنگل یا پوچ: دقت در انتخابقایم باشک: جسنجو و کاوشگری و سرزدن به همنوعانخاله بازی: آیین مهماندارییه قول دو قل: مشکلات اگر مانند سنگ سخت باشد یکی یکی فرو می ریزند و تو از پس آن برمی آیییادش بخیر اون روزا...یاد گرفتن زندگی چه ساده بود... بخ...
ادامه مطلب
یک گوشه از شهر،دلی تنگ شده برایت!!باید باشی و ببینی..."اخبار" برخی "حوادث" را اعلام نمیکند...xa0...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
ولادت حضرت زینب (روز پرستار) 96/11/3...
ادامه مطلب
کجایی عشق من که به انتظار آمدن تو زندگی می کنمxa0وxa0روز ها را پشت سر میگذارم ، روزهایی که برای منxa0اندازه یxa0یک سال تمام می شود، روز هایی که برای توxa0راحت میگذرد وxa0برای من سخت. کجایی عشق من کهxa0برای آمدنت روز به روزxa0لحظه شماری می کنم، روز هاییxa0که برای من بدون با تو بودنxa0سخت میگذرد کجایی عشقxa0من که با گذشت روزهای بیشتر من هم بیشتر عاشقتxa0می شوم ، روزهای که فقط به تو فکر می کنم وxa0انتظارxa0آمدنت را میکشم کجایی عشق من که روزها دارند بدون توxa0میگذرند، روزهای که من از فکر و خیالxa0تو...
ادامه مطلب
یك کرگدن جوان، تنهایی توی جنگل می رفت. دم جنبانکی که همان اطراف پرواز می کرد، او را دید از او پرسید که چرا تنهاست. کرگدن گفت: همه کرگدن ها تنها هستند. دم جنبانک گفت: یعنی تو یک دوست هم نداری؟ کرگدن پرسید: دوست یعنی چی؟ جواب اومد كه: دوست، یعنی کسی که با تو بیاید، دوستت داشته باشد و به تو کمک بکند. کرگدن گفت: ولی من که کمک نمی خواهم. دم جنبانك گفت: اما باید یک چیزی باشد، مثلاً لابد پشت تو می خار...
ادامه مطلب
گاهی یاد موهای بهم ریخته و صورت بی آرایشتم می افتمxa0 دستم رو میزارم روی صورتم و یواش و با ناز میگم xa0اینطوری نگاه نکن زشت شدمxa0 تو هم خم میشدی و در گوشم یواش تر میگفتی تو با آرایش و بی آرایش جان منیxa0 چندیست که دلتنگ این حرفاتم ولی خب... ...
ادامه مطلب
xa0من تازگی ها کشف کرده ام ... روی این کره ی خاکی ؛ موجوداتی زندگی میکنند ؛ ناشناخته ..! به نامِ " سخت جانان "...!!! همان هایی که عاشقند ... و امیدوار ..و زنده...!!! ...
ادامه مطلب
این قصه هم رسیده به پایان خداحافظ xa0 جان شما و خاطره هامان خداحافظ xa0 من می روم بدون شما اما دعایم کنىد xa0 در اولین تراوش باران خداحافظ xa0 دوستان عزىزم تو اىن مدت بدى ىا خوبى ازم دىدىن حلالم کنىد xa0 خداحافظ براى همىشه...
ادامه مطلب
شهریور جان خداحافظxa0 خداحافظ ای دلگیرترین ماهxa0 خداحافظ ای شاهد آخرین غم و غصه های تابستانxa0 خداحافظ ای عاشقی که هیچوقت به معشوقت نرسیدی و نمیرسیxa0 خداحافظ ای تنهاتر از همهxa0 ای ماهی که مث سنگ سختی و مث رعد و برق سریع میریxa0 مواظب خودت باشxa0 تو تنها ماهی هستی که آمدن و رفتنت دلگیر است و حال هیچکس را خوب نمیکند تو با آمدنت همه را با آخرین خاطرات تابستان آشنا میکنی و با رفتنت پاییز را دعوت میکنیxa0 برو ای سردترین ماه تابستان که خیلیا زمان تو شب هارا با پتوی روی سر و اشک میگذرونن فقط قبل رفت...
ادامه مطلب
شده تقديرِ كسي باشي و قسمت نشود؟ سالها گيرِ كسي باشي و قسمت نشود؟ xa0 پشتِ يك قلبِ به ظاهر خوش و يك خنده ي تلخ شده زنجيرِ كسي باشي و قسمت نشود؟ xa0 در ميانِ تپشِ آينه پنهان شَوي وxa0 روح و تصويرِ كسي باشي و قسمت نشود؟ xa0 شده در اوجِ جواني ، با همين ظاهرِ شاد xa0 تا گلو پيرِ كسي باشي و قسمت نشود؟ xa0 شده ازاد و رها باشي و تا عمقِ وجود رام و تسخيرِ كسي باشي و قسمت نشود؟ xa0 مي شود با همه ي ريشه و رگهايِ تَنت سالها گيرِ كسي باشي و قسمت نشود...
ادامه مطلب