دلنوشته ها من

متن مرتبط با «کرگدن» در سایت دلنوشته ها من نوشته شده است

برگرفته از کتاب عشق کرگدن با نویسندگی عرفان نظرآهاری

  • نیلوبلاگ

    یك کرگدن جوان، تنهایی توی جنگل می رفت. دم جنبانکی که همان اطراف پرواز می کرد، او را دید از او پرسید که چرا تنهاست. کرگدن گفت: همه کرگدن ها تنها هستند. دم جنبانک گفت: یعنی تو یک دوست هم نداری؟ کرگدن پرسید: دوست یعنی چی؟ جواب اومد كه: دوست، یعنی کسی که با تو بیاید، دوستت داشته باشد و به تو کمک بکند. کرگدن گفت: ولی من که کمک نمی خواهم. دم جنبانك گفت: اما باید یک چیزی باشد، مثلاً لابد پشت تو می خار...

    ادامه مطلب